منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
برچسب‌ها
لینک دوستان
نویسندگان
درباره

داستان زندگی من قصه ایست که متن آن وجود توست و با یاد تو نفس میکشد . . .
و این ادامه دارد تا نفسم با نفس تو معنا پیدا کند
شيشه پنجره را باران شست.
از دل من اما،
چه کسي نقش تو را خواهد شست؟
من شکو فائي گلهاي اميدم را در روءياهامي بينم،
و ندائي که به من مي گويد:
"گر چه شب تاريک است
دل قوي دار،
سحر نزديک است

اومدم اینجا حرف دلمو بزنم
زندگیمو بنویسم
مینویسم تا با معینم ودردونه هام یه روز بشینیم
خاطرات تلخ وشیرین مون رو بازخوانی کنیم ولذت ببریم
رک وپوست کنده بگم از بی ادبی و بی احترامی کردن به دیگران متنفرم
هر کی میاد اینجا باید با همه لینک های من مهربون باشه
همه تون پسر دخمل های خودم هستین
راستشو بگم از وبلاگ های سیاه ودل تنگ وتیره خوشم نمیاد
همه تون باید بخندین
وبلاگ های همه تون باید شاد وگل من گلی باشه
این دستوریه که مامانتون داده
بخشش هم توش نیست
انگشت چشتون میکنم!"
آرشیو مطالب
کاربردی
تپل و مپل شبا ساعت نه میخوابن به جز شبای پنج شنبه و جمعه

که یه کم بیشتر بیدار میمونن تپل که به زور دووم میاره اما مپل باز بهتره.

حالا شبایی که ما خوابیم تلویزیون یه سریالی داره اسمش فاطما گله

که معین و سهیل نگاه میکنن و همین جور مائده اینا و عزیز و خلاصه

کل فامیل بهش علاقه دارن.

اون شبی که مائده اینا اومده بودن تو فیلم یه خانوم جوونی که گفتن اسمش

فاطما گله و عروس خانم پیره که اسمش مریم بود برگشت به مریم گفت

شب یه اینه بذار زیر سرت اونی که باهاش ازدواج میکنی میاد به خوابت

فوری مپل پرسید مامان یعنی چی؟؟؟؟

منم از قضا چند روز پیش راجب خرافات براشون گفته بودم

گفتم اها این همون خرافاته اس که گفتم مردم قدیم فکر میکردن

اگه اینه بذارن زیر سرشون خواب اونیو میبینن که باهاش ازدواج میکنن.

مپل هیچی نگفت ولی تپل قاه قاه زد زیر خنده و گفت

داداش جون من که میدونم عروسم کیه

مامان جون خودمه ولی تو از امشب هر شب اینه بذار زیر سرت

ببین عروست کیه

مپل هزار تا رنگ عوض کرد و پاشد با عصبانیت دنبال تپل که حالا 

دست میزد و غش کرده بود از خنده و بالا پایین میپرید و میگفت 

اینه بذار زیر سرت عروستو ببینی

میدوید.

ما هم خانوادگی غش کرده بودیم از خنده و اخر سر سهیل

محکم تپل رو گرفت و گفت ای قربونت برم اخه خوش زبون عمو.

اون شب به خیر گذشت ولی از اون روز تا مپل حرف میزنه

تپل میگه اینه بذار زیر سرت

و باز دعوا شروع میشه.

امتحان خط بچه ها خوب نبود ساده بود ولی نمیدونم هول کردن چی شد خراب کردن

خونه صاحبخونه خیلی خوش گذشت ساعت دو برگشتیم خونه

خدا رو شکر ساده تر گرفته بودن و خیلی تجملاتی نبود.

شاید اگه هرمز اینا نیان منم واسه سالگرد ازدواجمون دعوتشون کنم

و این بود تمام گزارشات من.







فردا شب بازم صاحبخونه ما رو به صرف شام

و تولد دختر و مادر خانواده با هم دعوت کرده

جالب اینجاس میگه فقط شما رو هم دعوت کردیم

هر کاری کردم قول ندم قبول نکرد و گفت ما عاشق 

رفت و امد با شماییم

و به شوخی گفت:منتها دکتر جماعت کلاسشون بالاس

با از ما بهترون میپرن

 

هر چی گفتم معین بیاد بهت جواب میدم گفت نه 

باید قول بدی همین الان بهش زنگ بزن من اومدم قول بگیرم

اخر سر مجبور شدم و قول دادم ولی از اول تا اخر قسمش دادم

خودشو زحمت نندازه خدایی من دیگه نمیتونم اینا کلاسشون خیلی بالاس

فردا غروب تپل و مپل امتحان دوره متوسطه خط رو دارن

صبح رفتم ثبت نامشون کردم و نفری بیست و پنج هزار تومان

برای امتحان ریختم به حساب اداره ارشاد.

مپل که مطمئنم قبول میشه ولی ه تپل خیلی امیدوار نیستم

و اگرم قبول نشه میترسم خیلی بهش بربخوره

و ناراحت بشه واسه همین از الان استرس امتحانشون رو دارم 

مپلم خیلی زحمت کشیده تروخدا دعا کنین تپلمم قبول بشه.

امتحانای مدرسه بچه ها شروع شده و کم کم 

دیگه باید شروع کنیم و خلاصه اگه ما رفتیم نیومدیم

لنگه کفش  پرت نکنین







احساس میکردم کوتاهی موهام یه سال طول کشیده

چقدر بیخود داشت طولش میداد

قشنگ لرزش دست و پامو حس میکردم وحس میکردم باز لکنت گرفتم

به محض اینکه گفت مبارک باشه و خواست سشوار دست بگیره

از جام پاشدم و گفتم مرسی سشوار لازم نیست

 


ادامه مطلب کاش خدا ببخشه





دیروز عصری بچه ها رو گذاشتم کلاس خط و تصمیم داشتم برم ارایشگاه

خانم دکتر ابراهیمی یه ارایشگاه جدید رو معرفی کرده بود که خیلی ازش تعریف کرد

و گفت که مهارت خاصی دارن و از رفتن به اونجا پشیمون نمیشم.

بچه ها رو دوساعتی گذاشتم کلاس خط و خودم رفتم ارایشگاه.

 


ادامه مطلب فقط مال منی معین من فقط مال من





سهیلم دیشب تا خود صبح درد کشید و من با درداش درد کشیدم

سهیل قشنگم دلتنگتم

من طاقت این همه درد کشیدنت رو ندارم ابجی

کاش میشد تمام دردهات مال من باشه

کاش میشد برم پیش خدا ازش تموم درداتو واسه خودم تنهای تنها بخرم

زود خوب شو درد و بلات به جون ابجی من دارم پا به پات درد میکشم

اخه قزاد بکفی له گیانم قزای تمام ایشه  گاند

قزای کلیه گاندبکفی له خوشکد اخه

اخه ییجا تینا و بی کسید قزاد بکفی لم

اخه  رایچه اچنو تنیایید اجی بمری خوابکی

وخدا دلم دیری راد ترکی قزاد بکفی لم

کاش بتونستام کاری راد بکردام اخه خوشکد بمری

اخه هیچی له دسم نیای اخه چبکم







قرار بود چهارشنبه کیارش بیاد بیرون

براش تو یه کلینیک تهران نوبت گرفتن و مائده اینا 

قرار بود چهارشنبه بیان اینجا یه کم بهش برسن و بعدم

خودشون ببرنش تهران و مائده دیگه بره خونه کیارش و دخترشم که

چند ماه یه بار میره تهران واسه مشاوره تحصیلی دیگه کیف وکتابشو جمع کنه

و بره یه سره خونه کیارش زندگی کنن و عموی کیارش و باباش و مانی هم 

پی گیر کارهاش باشن.

 


ادامه مطلب سنگ کلیه سهیل





 

 

عکسای شب یلدای امسال


ادامه مطلب یلدا





اهههههمممممممم

من مرغ عشق معین 

از همین جا خدمت اقا معین اعلام میکنم که دیروز

بعد وزن کردن تو داروخونه پارس متوجه شدم دو کیلو و نیم

وزن اضافه کردم و به شصت و نیم کیلو رسیدم.

چشم روشنی فراموش نشه.

دست گلت درد نکنه







و اما اون جریانی که معین راجبش حرف زد و گفت 

عاطفه روش نمیشه اینجا بگه چه دسته گلی به اب داده

از این قرار بود که:

 


ادامه مطلب تصادف سهیل





اما بنویسم از اون روزی که بالاخره من تصمیم گرفتم تغییر کنم و

برم بلکه چیزی واسه خودم بخرم.

اول که رقیه پیشنهاد داد یه لاک بخر واسه میزت

دهن  منو میگی ااااااااااااااااااااااااااااااااااا

رقیه میزم لاک میخواد چی کار؟؟؟؟؟؟؟؟

_خوب واسه خوشگلیش

مونده بودم من که لاک استفاده نمیکنم پس نمیتونه 

به دردم بخوره میزمم لاک میخواد چی کار 

فکر میکردم منظورش اینه میزت رو با لاک رنگ کن.

و


ادامه مطلب خرید واسه خودددددددددددددم